خواهش میکنم"خواهش......

روزگاری به زبان گلها سخن می گفتم

حرفهای کرم پروانه را خوب می فهمیدم

به وراجی سارها در دل لبخند می زدم

و در رختخوابم باپروانه ای درد دل می کردم

و با هر دانه برفی که بر خاک می افتاد و جان می داد

گریه می کردم !

 

آری !

 

در رختخوابم با پروانه ای درد دل می کردم

 

....

 

در حیرتم که چگونه آن روزها رفتند !

در حیرتم ...

در حیرتم ...

...

 

خدای من ! ثانیه ای از آن روزها را به من برگردان !

خواهش می کنم !

خواهش ! ...

/ 3 نظر / 4 بازدید
مارال

خیلی زیبا بودن آدم رو به فکر کردن در مورد حقایق زندگی وا میداره خیلی زیبا....[قلب]

مهم نيست كه شانه هايت تجسم است و آغوشت خيال! همه ی يادت اينجاست نگاهت ... صدايت ... خنده هايت ... ديگر چه مي خواهم؟ هيچ! دستانت را در دستهايم جا گذاشتی نگاهت را در نگاهم و خيالت را در خيالم... و من آرامم ... آرامتر از هميشه www.lazix.persianblog.ir

مهم نيست كه شانه هايت تجسم است و آغوشت خيال! همه ی يادت اينجاست نگاهت ... صدايت ... خنده هايت ... ديگر چه مي خواهم؟ هيچ! دستانت را در دستهايم جا گذاشتی نگاهت را در نگاهم و خيالت را در خيالم... و من آرامم ... آرامتر از هميشه www.lazix.persianblog.ir