رویای آسمانی

خدایی که در این نزدیکی است

و خدایی که در این نزدیکیست

لای این شب بوها

پای آن کاج بلند

روی آگاهی آب

روی قانون گیاه



من مسلمانم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم چشمه . مهرم نور

دشت سجاده من

من وضو با تپش پنجره ها میگیرم

در نمازم جریان دارد ماه . جریان دارد طیف

سنگ از پشت نمازم پیداست

همه ذرات نمازم متبلور شده است

من نمازم را وقتی میخوانم

که اذانش را باد . گفته باد سر گلدسته سرو

من نمازم را پی تکبیره الاحرام علف میخوانم

پی قد قامت موج

کعبه ام بر لب آب

کعبه ام زیر اقاقی هاست

کعبه ام مثل نسیم . میرود باغ به باغ . میرود شهر به شهر

حجرالاسود من روشنی باغچه است

+ نوشته شده در جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳٩٢ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ توسط شیما نظرات () ]