رویای آسمانی

خداجونم دلم واست تنگ شده چیکارکنم؟

من وقتی دلم خیلی برای خدا تنگ میشه براش نامه مینویسم! تا حالا کلی برای خدا نامه نوشتم. اسمشون رو هم میذارم "نامه ی بی جواب" حیف که عادت ندارم زیاد نگهشون دارم چون میترسم به دست کسی بیفته ولی بعضی وقتها وقتی بعد از مدتها میخونمشون خندم میگیره از اون حسی که اون موقع نامه رو نوشتم.
مثلا چند روز پیش (پنج شنبه شب) دلم بی نهایت گرفته بود و واسه خدا نامه نوشتم سه صفحه بود یه مقداریش که میشه نوشت رو اینجا می نویسم (البته شاید یه جاهاییش هم یه کم کفرآمیز صحبت کرده باشم ولی از دوستای عزیزم میخوام پستمو پاک نکنند قصد بی حرمتی نداشتم!)(خداروشکر هیچکی منو نمیشناسه وگرنه نمی نوشتم)

نامه ی بی جواب

سلام خدای مهربونم. تو رو نمیشناسم ولی تو منو میشناسی. نمی دونم شاید تو اون "الله" ای که از اول بچگی بهمون گفته بودند نیستی چون تازگیها فهمیدم اون خدایی که بهمون معرفی کردند خیلی خشنه خیلی ظالمه، دوست داره همه رو به یه بهونه ای بفرسته جهنم، خیلی ریاکاره، خیلی فراموشکاره و اصلا منو به یاد نمیاره. همیشه اونو صدا کردم همیشه ازش کمک خواستم ولی دریغ...


فکر کنم مثل زلیخا دارم راهو عوضی میرم چون 50 سال با بتش حرف زد و ازش کمک خواست اما هیچ کمکی ندید ولی یکبار از تو کمک خواست و تو کمکش کردی به یوسفش برسه!!

خداجونم!دلم میخواد ازم راضی باشی. مگه من به جز تو کیو دارم؟
چیکارکنم که ازم راضی بشی؟ هرچی تو بگی! ولی فقط بگو!!
این غریبه های دروغگو که دیگه بهشون اعتماد ندارم حرفای تو رو نمیزنند. اونا خیلی بدجنسند، خیلی جنایتکارند، خیلی ریاکارن، خیلی مردم فریبند.
خداجونم! من ازشون میترسم! چرا ولم کردی؟ مگه من بنده ات نیستم؟
میخوام آرومم کنی فقط یکبار! منو ول کردی پیش گرگها و سگها هرچی جیغ میزنم ترس از وجودم نمیره بیرون! ولی انگار اونانند که ازم میترسند و فرار میکنند! یعنی من اینقدر...

نکنه تو اینقدر بنده ی خوب داری دیگه منو دوست نداری؟؟!! مگه همه ی بابا و مامانا نمیگن بچه ی بازیگوش بیشتر تو دل صاحبش خودشو جا میکنه؟
نکنه ازم متنفری؟ آخه چه طوری باهات ارتباط برقرار کنم؟...پس امام من کو؟.... چرا نمیاد؟ بگو بیاد لااقل به خوابم...

کاش منو بوجود نمیاوردی! شما اشتباه بزرگی کردی که منو خلق کردی! من از اول هم بچه ی معیوبی بودم! با بقیه فرق داشتم!
تو "کارخانه ی آدم سازی" این نظامای تربیتی مزخرف (که همه ی محصولاتش باید یه جور و یه شکل باشه) من متفاوت بودم! دست خودم نبود که بود؟
خودت اشتباه کردی خودتم تاوانشو پس بده!
...
اگه جهنم تو از سر دلسوزی و محبت به من باشه قبوله ولی من بهشتی که بهم دادی تا غرق لذت شم و تو رو فراموش کنم و تو هم منو ول کنی به حال خودم نمیخوام!منو با همه ی خوبیها و بدیها و عیبها و زشتیهام بپذیر!

به عنوان بنده ات!...
منو بپذیر! همین جوری که هستم...


یعنی میشه؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در جمعه ٢۳ فروردین ،۱۳٩٢ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط شیما نظرات () ]